خب...اینطوری است که می گویند سیاست کار سختی است...بله...حالا همان زمان سخت سیاست است...زمانی که میگویند آدم نه راه پیش و نه پس دارد...
اگر بگوییم خب آقا قبول...میگویند دیدید کم آوردند...دیدید چگونه کوتاه آمدند...اصلا" از اسراییل ترسیدند...
اگر بگویند خیر آقا ، قبول نیست...که امکان دارد موضوع خیلی پیچیده تر از الان بشود و کشورهای اروپایی و امریکایی بیشتر به زور ترغیب شوند...
بله...در این شرایط میگویند که انگار اره را کردند یک جاهایی در اطراف نشیمنگاه آدم(که بیش از این هم نمیشود توضیح داد)...در این شرایط است که نتیجه میگیریم که کفاری مانند خاتمی و یارانش شاید کاری بهتر میکردند نسبت به برخی و یارانشان(کسی که نفهمید کی و یارانش!)...
نمی شود بعد از آن همه "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" و این صحبتها یک راست رفت تعلیق کرد که...باید اول چراغها را خاموش کرد...دم عزت الله ضرغامی را دید که خبری درز نکند(که این کار دائم الاجرا میباشد!)...دهان منتقدین دولت را در مطبوعات بست(مثلا" شریعتمداری ها را!!)...فیلترینگ را ارتقا داد...
و تازه در این شرایط و در پشت دربهای بسته و پشت پرده های ضخیم تعلیقی کرد و روابطی برقرار کرد و...
این یعنی سیاست آزادی و آزادگی...مد نظر برخی و یارانشان!!
| © | نوشته شده توسط منتقد روشن قلب در 10:26 بعد از ظهر | |
_بچه جان ول کن این بال منو...کنده شد...
_حالا واقعا" راستکیه؟
_بله...ما فرشته ها دروغ که نمیتونیم بگیم...9 ماهه من دارم به تو میگم راستکیه...
_حالا نمیشه من اینجا بمونم؟
_نه نمیشه!اصرار نکن عزیز من...با زبون آدمی زاد بهت گفتم نمیشه!!
_حالا اینجا که من می خوام برم کجاست؟
_خب...بیا بشین پشت این مانیتور تا نشونت بدم.
_مانیتور چیه؟...نمایشگر...
_بله .نمایشگر...نگاه کن اون کره آبی رنگ را میبینی؟
_آره...
_اسمش چی بود؟
_باتامونیس؟
_نه بابا جان...اون که یک کره دیگه است...درسات رو توی این 9 ماه خوب نخوندی؟
_چرا بابا معدلم 13 شد.
_اسم اون کره زمینه...زمین!
_عجب اسم خنده داری داره...
_بله دیگه گندترین جا توی کل کائنات همین کره است...اگر بچه خوبی بودی می
فرستادیمت توی یک کره دیگه توی یک جای دیگه...مثلا" می فرستادیمت توی همون
"باتا مونیس" توی کهکشان راه قیری!!...هم قشنگ تر بود...هم آدماش خشگل تر
بودن...توی اونجا میدونی خونه متری چنده؟
_نه...چنده؟
_متری4000000000000000میلیارد ریال!...حالا توی کل زمین بالاترین قیمت
خونه برای یک منطقه طرفهای تجریش توی ایرانه که متری 6 میلوینه!!
_حالا جان من نمیشه منو بفرستین یک کره دیگه؟...
_نه نمیشه...همینجا هم برای تو زیاده...نگاه کن...اتفاقا" اینجا نوشته تو را باید همون ایران بفرستیم...شهرش هم مشخص شده...تهران...
_ایول...پس بهترین جای زمین قراره برم؟...
_نه بابا...اولا" که یکی از گندترین جاهای روی زمینه...بعد هم چون یکبار
توی این مدت کار خوب انجام دادی می فرستیمت اینجا...اگر اون یک کار خوب را
هم انجام نداده بودی می فرستادیمت یک مقدار این ور تر توی افغانستان...توی
هرات یا کابل...دیگه این کف بازاره!!!..گندترین جا بعد از تهران توی کل
کائناته...بعد هم اینکه تو بچه یک محله ای توی جنوب تهران به نام شوشی!!!
_ای بابا...
_تازه...الآن خونتون برق هم ندارین...طبق این جدول زمانبندی که بچه ها از
زمین آوردن تا 2 ساعت دیگه هم برقتون نمیاد...آب هم ندارین...امسال توی
ایران خشکسالیه...دستور داریم که زاویه خورشید را یک جوری روی ایران
بگیریم که یک قطره هم از آسمون آب نیاد...
_چرا؟
_به خاطر اینکه کسانی مثل تو توش زندگی میکنن...یکیشون این احمدی
نژاد...نصف بدبختی هاتون برای همینه...خدا هم از این بدش میاد...به خاطر
همین هم امسال سرما شدید بود هم گرما...اصلا" این قرار بود توی همون هرات
بیافته پایین اشتباهی افتاد توی کشور همسایه!!!!...حالا صداش را در نیار
ولی فرشته مخصوص اون هم من بودم!!
_حالا مادر و پدرمون کدومها هستن؟
_بابات که سیاسی بازی درآورده رفته زندان...اونجا...میبینی؟...اسمش
اوینه!!مادرت هم اوناها...میبینی؟...دم در اون پاساژه...همونی که نیرو
انتظامی بهش گیر داده...شلوار کوتاه پوشیده...
_اونه؟...
_آره...خودشه...حالا تو هم آماده شو بیا بریم....
_چرا الآن؟...
_چونکه همین الآن مادرت باید فارغ بشه...اینطوری مادرت را ول میکنن...
_ولی دکتره به مادرم میگفت هفته آینده فارغ میشه!!!
_مگه تو صدای مادرت را میشنوی؟
_بله دیگه IQ....من تو شکمشم...
_پس این همه فحش را اینطوری یاد گرفته بودی؟...حالا من این چیزها را نمیدونم...دکترهاتون هم مثل خودتونن...حالا زود باش بریم...
_حالا کی دوباره برمیگردیم اینجا؟
_اون فرشته را میبینی که یک شیپور دستشه؟
_آره...
_همون یک روز شیپور را میزنه بعد همتون بر میگردید همینجا...البته بعضی هاتون هم میرید طبقه زیری...جهنم......فقط...
_فقط اینکه آدم باش...خوب باش...خدا را هم فراموش نکن...
_خدا...خدا کیه؟
_هیچی...این سوال توی زمین بی جوابه!...تو جوابش را پیدا کن!
| © | نوشته شده توسط منتقد روشن قلب در 2:28 بعد از ظهر | |
ای لعنت بر آن بی ریشگان غربی(هم بی ریش و هم بی ریشه!)...که ما را فلان حیوان چهار پا گیر آورده اند...این سولانا را بگو آقا جان...نیمی از صندلی های وین-تهران و بالعکس رزرو ایشان شده...مثل اینکه هوای تهران بهش ساخته...میاد نمک میخوره و پاش به اون اتحادیه اروپا نرسیده نمکدان را توی فرق سرمان میشکنه...
اصلا" آقا همین اینها باعث کمبود برق هم هستند و مجبور کردند این ضرغامی عزیز ما را تا آرشیو 10 سال پیش تیزرهای "بابا برقی" را بیرون بکشد و دوباره به خورد ملت بدهد...اگر الآن نیروگاه اتمی داشتیم مثل چی برق مصرف میکردیم...
از آنطرف هم دائم دم از تهدید میزنید و هواپیما و جت جنگی نشانمان میدهید و نقشه ربودن محمود در سر می پرورانند بلکم ما هم کوتاه بیاییم و باج و خراجشان دهیم؟...خیال باطل عزیز دل انگیز...مگر نشنیدید که این ملت بارها و بارها در هر مراسمی (چه با ربط و چه بی ربط) با صدایی رسا فریاد برآورده که:"انرژی هسته ای حق مسلم ماست"؟!
آقا جان اصلا" بسته را نخونده پس بفرستید که از این بسته ها حقی نصیب ما نخواهد شد...(بی شک!)..زین پس هم روادید این برادر سولانا را صادر نفرمایید تا خرج الکی هم نشود...
| © | نوشته شده توسط منتقد روشن قلب در 1:1 بعد از ظهر | |
این
آقای تقویان(واعظ محترمی که در صدا و سیما زیاد میبینیمشون) از موضوع 500هزار دختر
مجرد بالای 40 سال در سال 1390 با خبر شده بود و آمده بود رفته بود منبر و صدا و
سیما هم داشت سخنان ایشان را پخش میکرد...ما هم داشتیم گوش میکردیم...آقا سراسر
طنز بود...به همین دلیل بدون هیچ دخل و تصرفی سخنان ایشان را نقل میکنیم:
"آقا جان...روز قیامت خدا میاد یک ترازوهایی را مثل همین
ترازوهای طلافروشها میگذاره...بعد به اون دخترهایی که توی این دنیا ازدواج نکردند
و مجرد مانده اند میگوید بیایدد براتون! حسنات بنویسم و دائم این ترازو از حسنات
براشون پر میکنه...در این شرایط آن دسته ای که ازدواج کرده اند میگویند :ای کاش ما
هم ازدواج نکرده بودیم ها!!!...خدا برامون حسنات مینوشت"
بله...پس
نتیجه میگیریم دختران مجرد به بهشت میروند...آنهایی هم که ازدواج کردند بروند همین
امروز تقاضای طلاق بدهند تا حسرت بهشت و حوریانش بر دل مبارکشان نماند...
| © | نوشته شده توسط منتقد روشن قلب در 12:34 بعد از ظهر | |
از 14 معصوم مدد میگیریم و خداوند را به پیامبران و امامان قسم میدهیم...
هزار فحش به داور میدهیم...
قلبمان در ثانیه 120 تا میزند...
در واقع
می میریم
که چــــــــــی؟
که تیم ملی کشورمان 1 گل به امارات بزند و گل نخورد که شاید در آینده به همین ترتیب عمل نماییم
و برویم جام جهانی تا آنجا با افتخار با آنگولا مساوی کنیم و برگردیم مملکت و انتظار بکشیم تا دوباره با امارات بازی کنیم و
آقا بپریم بالا و.....

| © | نوشته شده توسط منتقد روشن قلب در 11:9 بعد از ظهر | |



